|
(¯`´¯) کلبه ی تنهایی من (¯`´¯)
صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟ 27/2/1391 :: 01:24 :: نويسنده : دلشکسته
به احتمال زیاد هرکسی که غرورش زیاد باشه و این داستان رو بخونه اشک چشمانش را خواهد سوزاند!!
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمین و زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و........ خلاصه فریاد میزدم. مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و کتک بخورید! ( ادامه مطلب ) 16/2/1391 :: 05:01 :: نويسنده : دلشکسته
طبیعت وجودتو انقدر ستایش می کنه وقتی که یواشکی خواب به سراغ تو میاد برای داشتن چشمای تو خواهش می کنه
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
وقتی شب فقط میاد برای خوابیدن تو خورشید از خواب پا می شه تنها واسه دیدن تو وقتی که چشمه حریصه برای لمس تن تو یا که پیچک آرزوشه بشه پیراهن تو
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟
وقتی هر پرنده به عشق تو پرواز می کنه عشق تو حتی طبیعتو هوس باز می کنه وقتی تو قلب خدا این همه جا هست واسه تو چرخ گردون واسه تو گردشو آغاز می کنه
این همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟ ای همه عاشق داری ، چطور حسودی نکنم؟!
12/2/1391 :: 04:17 :: نويسنده : دلشکسته
7/2/1391 :: 12:12 :: نويسنده : دلشکسته
دلم را سپردم به بنگاه دنیا
و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
و هر روز
برای دلم
مشتری آمد و رفت
و هی این و آن
سرسری آمد و رفت
ولی هیچ کس واقعا
اتاق دلم را تماشا نکرد
دلم قفل بود
کسی قفل قلب مرا وا نکرد
*
یکی گفت:
چرا این اتاق
پر از دود و آه است
یکی گفت:
چه دیوارهایش سیاه است
یکی گفت:
چرا نور اینجا کم است
و آن دیگری گفت:
و انگار هر آجرش
فقط از غم و غصه و ماتم است
*
و رفتند و بعدش
دلم ماند بی مشتری
ومن تازه آن وقت گفتم:
خدایا تو قلب مرا می خری؟
*
و فردای آن روز
خدا آمد و توی قلبم نشست
و در را به روی همه
پشت خود بست
*
و من روی آن در نوشتم:
ببخشید، دیگر
برای شما جا نداریم
از این پس به جز او
کسی را نداریم. ( ادامه مطلب ) 26/1/1391 :: 10:00 :: نويسنده : دلشکسته
سلام دیگه الان می تونم بگم که همه بچه های جوانبلاگ منو میشناسند.اگه منم نشناسند حداقل MSAHAcker رو می شناسند. راستش یکی از هاردام که چند وقتی بود خراب شده بود رو پیدا کردم و درستش کردم وای چقد توش عکس داشتمو چقد خاطره بغض کردم وقتی دیدمشون حالا دعا می کنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم هیچ کدومتون مث من تنها توی شهر غریب نشین. این عکسو مامانم انداخته از اتاق خوابم البته بهتره بگم میدان جنگ یادش بخیر اون موقعه حال و هوای کنکور رو داشتم وايييييييييييييييييييييييييييي که چقد تست زده بودم (الکی) ![]() نمی دونی وقتی چند روز مونده بود واسه کنکور شاید باورتون نشه ولی روزی میشد که سیصد تا تست می زدم وای واقعا دیوونه کننده بود اون روزاولی آخرش تموم شد به قدری ساده بود سئوالا که تو (کلمه رکیک) عروسی بود. سر 45 دقیقه همشو زدم پاشدم بیام که آقاهه که گفت بی خیال الان تستاتو خراب می کنی بیا پاش برو بینم.به همین راحتی کنکور رو دادم چن ماه دیگه می شدم دانشجو وای چقدر خوشحال بودم(واقعا اگه می دونستم دانشگاه های ایران اینجوریه ببخشید ولی مستقیم میرفتم خانه ی عفافولی دانشگاه نمی رفتم) رفتم خونه و شروع کردم تجهیزات جنگ با کنکور رو بایگانی کردن ![]() و یه دل سیر خوابیدم ![]() خودت تنبلی ناسلامتی شاخ غول کنکور رو شکسته بودم. راستی اینم عکس هاست(هارد) سایت آسمونی هام که اسمشو می خوام بذارم MSA-Soft.Net ![]() واینم سرورم و میزم تو خونه خودم کی میشد دانشگام تموم میشد برمی گشتم دوباره پیش خونوادم ![]() البته اینا رو اینجا گذاشتم تا که هر وقت اومدم تو وبلاگم ببینمشون و هیچ وقت از یادم نره که کی بودم یه سری عکس از خودم گذاشتم که ادامه مطلبه هر کی خواست بره نگاشون کنه ( ادامه مطلب ) 19/1/1391 :: 05:25 :: نويسنده : دلشکسته
+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-++-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+ تو کجایی سهراب ؟ آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟ ...
زخم ها بر دل عاشق کردند...
خون به چشمان شقایق کردند ...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سیری چند ؟
صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟
20/12/1390 :: 12:11 :: نويسنده : دلشکسته
استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟" زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم.ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد.شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. 13/12/1390 :: 06:46 :: نويسنده : دلشکسته
تا کجای زندگی باید زدلتنگی نوشت! تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت، تا به کی با ضربه های دردباید رام شد، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد، بهر دیدار”محبت”تا به کی در انتظار؟؟ !آری ….” عشق”تنها سهم مرغ عشق نیست، می توان عاشق شد و گنجشک زیست.....
( ادامه مطلب ) 25/11/1390 :: 06:35 :: نويسنده : دلشکسته
سلام دوستان من يه سايت دوست يابي درست كردم و مي خوام با كمك شما دوستان اونو كنترل كنم ممنون ميشم دوستان بيان و تو مديريت اين سايت بهم كمك كنن البته هنوز يه اسم خوب براش انتخاب نكردم كمكم كنيد تا بتونيم به خوبي بسازيمش مطمئن باشيد اگه كمكم كنيد به راحتي مي تونيم رو فيس بوك رو كم كنيم..... عضو سايد بشيد و يه گروه بسازيد تا بتونم مدير اون گروهتون بكنم هركسي خواست مي تونه هرچه چند تا كه دلش خواست مطلب بذاره PATUGH.SUB.IR DOOSYAB.SUB.IR MAN-O-TO.SUB.IR برچسب ها :دوستايابي,چت روم,پاتوق بچه هاي اراك, 23/11/1390 :: 04:04 :: نويسنده : دلشکسته
می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش به خدا غنچهی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخه ام چید قطره ی شوق شدم و صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید می روم از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل
از بیم و امید عشق رنجورم آرامش جاودانه می خواهم بر حسرت دل دگر نیافزایم آسایش بیکرانه می خواهم در جستجوی تو و نگاه تو دیگر نرود نگاه بی تابم اندیشه ی آن دو چشم رویائی هرگز نبرد ز دیدگان خوابم دیگر به هوای لحظه ی دیدار دنبال تو در بدر نمی گردم دنبال تو ای امید بی حاصل دیوانه و بی خبر نمی گردم در ظلمت آن اتاقک خاموش بیچاره و منتظر نمی مانم هر لحظه نظر به در نمی دوزم
ای زن که دلی پر از صفا داری از مرد وفا مجو ، هرگز او معنی عشق را نمی داند راز دل خود به او مگو هرگز
( ادامه مطلب ) برچسب ها :uahrhkiوauv ihd uharhki,شعر عاشقانه به زبان عربی,aauv وو,Iloveyou,ه مخرث غخع,تصاویر عاشقانه,مطالب عاشقانه,شعر های عاشقانه, |
درباره وبلاگ صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...! قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟ منوي اصلي آرشيو وبلاگ مطالب اخير نويسندگان |
|